بازگشت به گذشته در ذهن جمعی ایرانیان
در این یادداشت، آروین پویان پدیدهی «بازگشت به گذشته» را بهعنوان نشانهای از بحرانی عمیق در تخیل سیاسی جامعه ایران تحلیل میکند. او استدلال میکند که گرایش گسترده به دورههای موسوم به «طلایی» ــ از ایران باستان تا بازسازی نوستالژیک از پهلوی یا صدر اسلام ــ صرفاً ترجیحی ایدئولوژیک نیست، بلکه ریشه در تجربههای انباشتهی شکست، بیثباتی و انسداد افق آینده دارد.
در این یادداشت، آروین پویان پدیدهی «بازگشت به گذشته» را بهعنوان نشانهای از بحرانی عمیق در تخیل سیاسی جامعه ایران تحلیل میکند. او استدلال میکند که گرایش گسترده به دورههای موسوم به «طلایی» ــ از ایران باستان تا بازسازی نوستالژیک از پهلوی یا صدر اسلام ــ صرفاً ترجیحی ایدئولوژیک نیست، بلکه ریشه در تجربههای انباشتهی شکست، بیثباتی و انسداد افق آینده دارد. به تعبیر متن، این وضعیت زمانی تشدید میشود که جامعه در فقدان نهادهای پایدار و چشماندازهای قابل اتکا، گذشته را بهمثابه پناهگاه روانی بازسازی میکند.
پویان با بهرهگیری از رهیافتهای روانشناسی اجتماعی و مفهوم ترومای جمعی، نشان میدهد که چگونه بحرانهای مزمن اقتصادی و سیاسی، به تعلیق عاملیت جمعی میانجامد. در چنین شرایطی، بازگشت به گذشته نه فقط نوعی تسکین نمادین، بلکه مکانیسمی برای گریز از مسئولیت ساختن آینده میشود. چنانکه در متن آمده است:
«جامعهای که نجات را در «دیروز» میبیند، از طراحی «فردا» ناتوان میماند.»
این نقل قول، هستهی انتقادی مقاله را عیان میکند: نوستالژی، اگر به نقد تاریخی بدل نشود، به چرخهی تکرار میانجامد.
در جمعبندی، نویسنده راه برونرفت را نه در انکار گذشته، بلکه در مواجههی انتقادی با آن میداند. او تأکید میکند که مسئله اصلی ارزیابی خوب یا بد بودن گذشته نیست، بلکه فهم نیاز روانی و سیاسی به آن است. گذار از «سیادت فرد» به «سامانهی خرد»، تقویت نهادهای پاسخگو و رسانههای کثرتگرا، و عبور از شخصمحوری، پیششرط تبدیل «رعیت منفعل» به «شهروند کنشگر» معرفی میشود. در این چارچوب، بازسازی آینده تنها از مسیر نهادسازی و بازیابی عاملیت جمعی ممکن است.
Related articles
قدرت توده در عصر «سیاستِ قساوت»؛ رسانه، ارتجاع ابزارمند و ناممکنهای مقاومت
در هفتههایی که به تعبیر نویسنده «دههها را در خود فشردهاند»، محمد حاجینیا در مقالهای بلند در وبسایت «نقد اقتصاد سیاسی» به سراغ یکی از پرمناقشهترین پرسشهای این روزهای ایران میرود: چرا سلطنتطلبیِ پهلویمحور چنین اوج میگیرد و چپ چنین به حاشیه رانده شده است، و رسانه در این میان چه میکند و چه نمیکند؟
انقلاب واپسگرا، افسانه انقلاب دزدیدهشده و خطر اقتدارگرایی نو: بازخوانی مهرداد درویشپور از انقلاب ۵۷
در این مقاله، مهرداد درویشپور با تکیه بر بازنشر متنی تحلیلی از ۳۹ سال پیش، از نو به انقلاب ۵۷ مینگرد تا نشان دهد فهم امروزِ بنبست جمهوری اسلامی بدون نقد خود منطق پوپولیستی و اقتدارگرایانهی آن انقلاب ممکن نیست. او با رد دو روایت مسلط – یکی نوستالژی سلطنت و مقصر دانستن یکپارچه «نسل ۵۷»، و دیگری افسانه «انقلاب شکوهمند دزدیدهشده» – بر روایت سومی پای میفشارد که همزمان با مخالفت از همان آغاز با پروژه حکومت دینی، نقد ریشههای اقتدارگرایی را در خود متن انقلاب جستوجو میکند.
میان انسداد و فرصت: نیکفر از بنبست نظام تا امکان رهایی چه میگوید؟
در این یادداشت تحلیلی در رادیو زمانه، محمدرضا نیکفر وضعیت امروز جمهوری اسلامی و جامعه ایران را با دو مفهوم محوری «انسداد» و «فرصت» صورتبندی میکند و میکوشد نشان دهد چگونه یک خیزش میتواند یا به گشایش رهاییبخش بدل شود یا به فاجعهای فرصتسوز.