میان انسداد و فرصت: نیکفر از بن‌بست نظام تا امکان رهایی چه می‌گوید؟

در این یادداشت تحلیلی در رادیو زمانه، محمدرضا نیکفر وضعیت امروز جمهوری اسلامی و جامعه ایران را با دو مفهوم محوری «انسداد» و «فرصت» صورت‌بندی می‌کند و می‌کوشد نشان دهد چگونه یک خیزش می‌تواند یا به گشایش رهایی‌بخش بدل شود یا به فاجعه‌ای فرصت‌سوز.​

تحلیل۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دانلود پی‌دی‌اف
میان انسداد و فرصت: نیکفر از بن‌بست نظام تا امکان رهایی چه می‌گوید؟

در این یادداشت تحلیلی در رادیو زمانه، محمدرضا نیکفر وضعیت امروز جمهوری اسلامی و جامعه ایران را با دو مفهوم محوری «انسداد» و «فرصت» صورت‌بندی می‌کند و می‌کوشد نشان دهد چگونه یک خیزش می‌تواند یا به گشایش رهایی‌بخش بدل شود یا به فاجعه‌ای فرصت‌سوز.​

انسداد نظام و قفل‌شدگی سیستمی

نیکفر ابتدا رژیم ولایی را نه فقط گرفتار «انسداد سیاسی»، بلکه گرفتار نوعی قفل‌شدگی سیستمی مبتنی بر وابستگی به مسیر طی‌شده و حلقه‌های بازخورد امتیازوری توصیف می‌کند. او نشان می‌دهد که ساختاری بر پایه تعصب عقیدتی، انحصار قدرت و ثروت، دستگاه سرکوب، برنامه اتمی و نفوذ منطقه‌ای، اکنون به نقطه‌ای رسیده که دیگر حتی قادر به مدیریت تبعات تصمیم‌های خود نیز نیست. مسئله جانشینی خامنه‌ای در این تحلیل، کانونی‌ترین نقطه این قفل‌شدگی و ناتوانی در پیش‌بینی پیامدها معرفی می‌شود.

بی‌چارگی جامعه و توهم «باچاره‌گی خارجی»

در برابر انسداد ساختار حاکم، نیکفر از وضع «بی‌چارگی رادیکال» در جامعه سخن می‌گوید؛ حالتی که در آن مردم مشکلات را حیاتی می‌بینند اما خود را فاقد توان مؤثر برای حل آن می‌یابند. او نشان می‌دهد چگونه این بی‌چارگی به خشم، فرسودگی، پوچ‌گرایی و امید بستن به «نیروی قهار بیرونی» (تحریم، حمله نظامی، رژیم‌چنج از خارج) بدل می‌شود و این امید را نه امید، بلکه توهم می‌نامد. از نظر او بخشی از اقشار «دِکلاسه» و آسیب‌دیده، در منطق عقل متعارف، به حمایت از تحریم و حتی حمله نظامی رسیده‌اند و این خود نشانه‌ای از عمق فاجعه است.

جنگ به‌مثابه حادترین فرصت‌سوزی

نیکفر در برابر گفتمان «بگذار خراب‌تر شود» و امید به جنگ، جنگ را «حادترین شکل فرصت‌سوزی از منظر رهایی» می‌خواند که محصول آن چیزی جز ویرانی، فقر، روان‌های درهم‌شکسته و پیروزی عریان قدرت عریان نیست. او تأکید می‌کند که استراتژی «تنبیه» – چه از سوی آمریکا و اسرائیل و چه با استفاده ابزاری از مردم به‌جان‌آمده – در نهایت کشور و مردم را هدف می‌گیرد، نه فقط رژیم را. در این چارچوب، هم رژیم جنگ‌طلب و هم مخالفان جنگ‌طلبی که امیدشان را به بمباران گره زده‌اند، در استمرار «سیاست‌کشی» شریک‌اند.

فرصت سیاسی، اعتراض نمادین و خط رهایی

محور مثبت مقاله جایی است که نیکفر از «فرصت سیاسی» به‌عنوان لحظه‌ای از گشودگی در ساختار سرکوب و امکان رشد جنبش اجتماعی سخن می‌گوید و آن را در نسبت با تجربه «زن، زندگی، آزادی» بازخوانی می‌کند. او نشان می‌دهد که چگونه مرگ ژینا (مهسا) امینی، بر بستر ذخیره‌ای از تجربه‌های مقاومت، رهایی معرفتی و آمادگی نمادین، به یک فرصت سیاسی و اخلاقی برای خیزش بدل شد. در مقابل، به خیزش دی ۱۴۰۴ می‌پردازد و استدلال می‌کند که اگر به‌جای فراخوان حمله به مراکز حکومتی، اقدام‌های نمادین ارزش‌افزا و خشونت‌پرهیز در کانون قرار می‌گرفت، آن خیزش می‌توانست مسیری رهایی‌بخش‌تر بیابد.

رسانه، سلطنت‌طلبان و ضرورت سیاست‌ورزی مردمی

بخش مهمی از نقد نیکفر متوجه دو قطب رسانه‌ای است: رسانه‌های وابسته به رژیم و رسانه‌های تقویت‌کننده حلقه پهلوی که هر دو را به «توپخانه شلیک به چاره‌جویی مردمی» شبیه می‌کند. او سلطنت‌طلبان را در عین داشتن «شاه، دربار، هوراکش و حامیان بین‌المللی»، از همه «بی‌چاره‌تر» می‌داند، زیرا فرصت را در حمله نظامی خارجی می‌جویند و عاملیت خود را به التماس برای جنگ فروکاسته‌اند. در برابر این دو قطب، نیکفر از خطی دفاع می‌کند که چاره را در آگاهی، اراده و تشکل مردم، خشونت‌پرهیزی، حق‌مداری، رفع تبعیض و مبارزه هم‌زمان در دو عرصه واقعیت و بازنمایی (سیاست و رسانه) می‌بیند.

این گزارش فقط شمایی فشرده از بحث پیچیده و لایه‌لایه نیکفر درباره نسبت «انسداد، جنگ، فرصت سیاسی و رهایی» است؛ برای درک استدلال‌ها، مفاهیم نظری و مثال‌های او، مطالعه کامل متن مقاله در رادیو زمانه را توصیه می‌کنیم.

Related articles

بازگشت به گذشته در ذهن جمعی ایرانیان
تحلیل۱۰ مرداد ۱۴۰۵

بازگشت به گذشته در ذهن جمعی ایرانیان

در این یادداشت، آروین پویان پدیده‌ی «بازگشت به گذشته» را به‌عنوان نشانه‌ای از بحرانی عمیق در تخیل سیاسی جامعه ایران تحلیل می‌کند. او استدلال می‌کند که گرایش گسترده به دوره‌های موسوم به «طلایی» ــ از ایران باستان تا بازسازی نوستالژیک از پهلوی یا صدر اسلام ــ صرفاً ترجیحی ایدئولوژیک نیست، بلکه ریشه در تجربه‌های انباشته‌ی شکست، بی‌ثباتی و انسداد افق آینده دارد.

قدرت توده در عصر «سیاستِ قساوت»؛ رسانه، ارتجاع ابزارمند و ناممکن‌های مقاومت
تحلیل۱۰ مرداد ۱۴۰۵

قدرت توده در عصر «سیاستِ قساوت»؛ رسانه، ارتجاع ابزارمند و ناممکن‌های مقاومت

در هفته‌هایی که به تعبیر نویسنده «دهه‌ها را در خود فشرده‌اند»، محمد حاجی‌نیا در مقاله‌ای بلند در وب‌سایت «نقد اقتصاد سیاسی» به سراغ یکی از پرمناقشه‌ترین پرسش‌های این روزهای ایران می‌رود: چرا سلطنت‌طلبیِ پهلوی‌محور چنین اوج می‌گیرد و چپ چنین به حاشیه رانده شده است، و رسانه در این میان چه می‌کند و چه نمی‌کند؟​

انقلاب واپس‌گرا، افسانه انقلاب دزدیده‌شده و خطر اقتدارگرایی نو: بازخوانی مهرداد درویش‌پور از انقلاب ۵۷
تحلیل۱۰ مرداد ۱۴۰۵

انقلاب واپس‌گرا، افسانه انقلاب دزدیده‌شده و خطر اقتدارگرایی نو: بازخوانی مهرداد درویش‌پور از انقلاب ۵۷

در این مقاله، مهرداد درویش‌پور با تکیه بر بازنشر متنی تحلیلی از ۳۹ سال پیش، از نو به انقلاب ۵۷ می‌نگرد تا نشان دهد فهم امروزِ بن‌بست جمهوری اسلامی بدون نقد خود منطق پوپولیستی و اقتدارگرایانه‌ی آن انقلاب ممکن نیست. او با رد دو روایت مسلط – یکی نوستالژی سلطنت و مقصر دانستن یک‌پارچه «نسل ۵۷»، و دیگری افسانه «انقلاب شکوهمند دزدیده‌شده» – بر روایت سومی پای می‌فشارد که هم‌زمان با مخالفت از همان آغاز با پروژه حکومت دینی، نقد ریشه‌های اقتدارگرایی را در خود متن انقلاب جست‌وجو می‌کند.​

خبرنامه

در خبرنامه ما عضو شوید

تازه‌ترین اخبار، تحلیل‌ها و اطلاعیه‌های ما را در ایمیل خود دریافت کنید.

ما فقط درباره‌ی اخبار حزب برایتان ایمیل می‌فرستیم. هر زمان بخواهید می‌توانید لغو عضویت کنید.